انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی (3)

این بار همراه اصطلاح ها یک متن کوتاه هم آماده کرده ام که در آن از بیشتر اصطلاح ها استفاده شده. شما هم اگر ضربالمثل یا اصطلاح انگلیسی جدیدی یاد گرفته اید همین پایین ثبتش کنید.


shake a leg

پایت را تکان بده

تکونی به خودت بده، بجنب


his bread is buttered on both sides

نانش از دو طرف کره ای (چرب) شده

نونش تو روغنه


he has money to burn

پول برای سوزاندن دارد

پولش از پارو بالا میره


give him a hand

دستی بهش بده

کمکش کن، دستی به او برسان


as quick as wink

سریع مثل پلک زدن


in blink the blink of an eye

در یک چشم بهم زدن


Come on! I know he is green! But he learn quick as wind. You have money to burn, spend more money for his French class. You are his father, give him a hand.

زود باش! می دونم نابلده! ولی به سرعت باد یاد میگیره. پولت از پارو بالا میره، پول بیشتری برای کلاس فرانسه اش خرج کن. تو پدرشی، کمکش کن.


بعد از خواندن این پست چه کار کنم؟

پیشنهاد می کنم شما هم متنی فلبداهه با این اصطلاح ها بنویسید. هیچی مثل استفاده ی فوری از اطلاعات به ثبت آنها در مغز کمک نمی کند. می توانید نوشته ی خودتان را در کامنت ها ثبت کنید.

می توانید پست های قبلی که در همین رابطه بودند را بخوانید.

4 نظرات در مورد “اصطلاحات انگلیسی (3)

  1. سلام
    اولین مورد من رو یاد Break a leg انداخت. که دقیقا به جای Good luck میگن اما مثل این که استفاده اش خیلی متداول نیست و حتی یه جا نوشته بود که قبل از نمایش به بازیگرهای تئاتر گفته میشه. یادم نیست کجا شنیدمش و چه context ای داشت.
    اینم تمرین من:
    “Bill has money to burn,” Jack said.
    “So what? He is a lousy actor. I can’t let him be in my play.” The director said.
    “If you give him a hand and teach him to be better, he will make it. If we accept him he’ll give us a huge amount of money and our bread will be buttered on both sides.” Jack was trying to seduce the director to let Bill (a rich man with little to no talent in acting) take part in the play and instead pay them a considerable amount of money.
    [Two days later, in the rehearsal]
    “Shake a leg, Jack. Wearing your costume shouldn’t take that long.”
    “Hold on a moment. I’ll be with you in the blink of an eye.”
    Jack finally finished wearing his knight costume and ran as fast as the wind through the corridors of the theater to get to the stage and join everyone else.
    The director said “Break a leg, Jack.”
    اگه اشتباهی بود یا پیشنهادی داشتی واسه بهتر شدنش حتما بگو.
    و اینکه quick as wind رو درست نفهمیدم که چجوری باید به کار ببرم و جایی هم پیدا نکردم که نمونه اش باشه. برای همین as fast as the wind رو استفاده کردم.

    1. سلام نوید جان
      به نظر خودم ظریفانه اصطلاح هارو به کار بردی.
      مال من یه جوریه که انگار اصطلاح رو با زور چپوندم تو متن.
      مخصوصا اونجایی که گوینده به مرده میگه تو پولداری (خودش که خبر داره)
      و راجب quick as wind، راستش من کتاب رو اشتباهی خونده بودم.
      نوشته بود quick as wink و وینک هم یعنی چشمک زدن.
      یه جورهایی مثل in blink of eye
      فکر کنم quick as wind رو قبلا یه جایی شنیده باشم، برای همین کتاب رو اشتباهی خوندم.
      ولی فکر کنم مثل as fast as wind به کار میره.
      اینم مثال خود کتاب:
      as quick as a wink, the thief took the lady’s purse
      ممنون که این رو پرسیدی. اشتباه رو اصلاح می کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *