انگلیسی,دسته‌بندی نشده

اصطلاحات انگلیسی (5)

تمرین امروز به غیر اصطلاح یک صفت هم دارد. خوشحال می شوم کلمات و اصطلاحاتی که جدیدا یاد گرفته اید را با من به اشتراک بگذارید.


live from hand to mouth

زندگی کردن در شرایط بد اقتصادی.
از دست به دهان. یعنی مهمترین نگرانی شخص مورد نظر گرسنگیه.


make ends meet

دخل و خرج خرج به هم بخورد.
اگر فرض کنیم هزینه ها یک سر نخی باشد و درآمد هم سر دیگرش، اگر این دو سر به هم برسند، یعنی هزینه ها و درآمد هم اندازه هستند.


worse comes to worst

بدبیاری پشت بدبیاری


got canned

اخراج شدن
can به معنی قوطی است. مثلا قوطی کنسرو. وقتی یکی را بچپانند داخل قوطی یعنی دیگر به او نیازی ندارند. اخراج.


slavishly1

برده ورا / کورکورانه / به زبان ساده مثل گوسفند


متن آزمایشی:

_Guess what happened! I got canned!

_Really? why? Did you had another argument with your boss?

_he wants me to follow him slavishly! I can’t stand him anymore.

_but, what about the money? We already leave from hand to mouth!

_Don’t worry. I’ll found a new job. If worse comes to worst, we must sell the car, so we can make the ends meet.


1: slave به معنی برده است


شما هم می توانید تمرین آزمایشی خودتان را اینجا ثبت کنید. اگر اصطلاح یا کلمه ی جدیدی یاد گرفته اید خوشحال می شوم که با من به اشتراکش بگذارید.

2 نظرات در مورد “اصطلاحات انگلیسی (5)

  1. سلام کاردو جان
    دو مورد اول رو که دیدم فکر کردم کل اصطلاحات در باب پول و هزینه و دخل و خرج هستن. البته که بین همه شون (به جز آخری) یه ارتباط معنایی هست.

    من چندوقته شروع کردم توی یه جدول اکسل بزرگ برای خودم کلمات تجاری/کاری/مالی/اقتصادی رو جمع آوری میکنم.
    تا الان صدتا لغت بهش اضافه کردم. اما فقط 27-28 تاشون رو کار کردم. به این صورت که حالت کلمه (فعل، اسم، صفت یا غیره)، تعریفش، لغات مترادف یا مرتبط، یک مثال از خودم، و تاریخ ثبت رو مینویسم.
    البته نمیشه گفت اینا رو بلدم. اما وقتی به یه تعداد خوبی برسن، مثلا 400-500 تا، اون وقت باهاشون جمله سازی یا به سبک تو داستان و متن کوتاه مینویسم.

    خلاصه همه اینا رو گفتم که بگم ارتباط معنایی توی یادگیری اهمیت زیادی داره. یادگیری 10تا لغت مربوط به اقتصاد توی یه پکیج (یه درس، یه پست وبلاگی، یا …) مفیدتر از اینه که 10 تا لغت نامرتبط رو بذاریم کنار هم. کتاب معروفی مثل 504 هم سیستمش یلخی بود و 12 تا کلمه تقریبا نامربوط رو توی هر درس یاد میداد.

    این بحث ارتباط معنایی توی فایلهای صوتی یادگیری متمم (محمدرضا شعبانعلی) مطرح شده بود. توصیه میکنم حتما گوش کنی. حتی اگه بقیه دوره یادگیری رو نخونی و فقط به مطالب این فایلهای صوتی عمل کنی از 90 درصد مردم جلوتری.
    https://motamem.org/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%85%D9%85-2/

    یه اصطلاح جالبی هم در همین گشت و گذارم در سایتهای دیکشنری (مخصوصا کمبریج که بیشتر ازش استفاده میکنم) بهش برخوردم اینه:
    cash cow
    یعنی یه محصول یا پروژه ای که برای شرکت (یا شخص) درآمد زیادی ایجاد میکنه و حتی بخش های دیگه شرکت رو هم تامین مالی میکنه. مثلا فرض کنیم استاد کلانتری سه تا دوره دارن که علاقه مند هستن هرسه تا رو برگزار کنن. هر سه هم هزینه های تقریبا برابری دارن. اما دوره ایکس درآمدی 5 برابر بقیه ایجاد میکنه. اون دوره ایکس که درآمد زیادی تولید میکنه و حتی هزینه دوره های دیگه استاد کلانتری رو تامین میکنه میشه cash cow.

    توضیحات من ممکنه دقیق و درست نبوده باشه. برای اطمینان بیشتر از کمبریج و سایتهای مشابه میتونی بررسی کنی. اگه خواستی میتونی به متنت هم اضافه کنی (نمیدونم به اون داستانی که نوشتی هم بشه اضافه اش کرد یا نه. اگه بتونی که واقعا نویسنده قهاری هستی). 🙂
    شاد و تندرست باشی.

    1. سلام
      راستش کتابی که اصطلاحات را ایادم می دهد، اصطلاح های مرتبط را
      کنار هم نیاورده. من هم طبق آن پیش می روم. و بعضی فیلم و سریال هایی
      که می بینم. ولی حق با توست.
      خوش به حالت که اینقدر با کامپیوتر کار می کنی. اگر بیشتر از نیم ساعت به
      صفحه ی کامپیوتر نگاه کنم کسل و بی حال می شوم.
      کار جالبی را شروع کرده ای.
      ممنون بابت اصطلاحی که معرفی کردی.
      میشه گفت ترجمه فارسیش میشه مهره ی اصلی. ولی مهره ی اصلی اقتصادی یا
      همچین چیزی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *