انگلیسی

اصطلاح‌ها و کلمات نظامی

در این پست 20 مورد از کلمات و اصطلاح هایی که در بازی ها و فیلم های جنگی شنیده ام را لیست کرده ام. برایشان معادل فارسی نوشتم، و نهایتا از همه شان در جملاتی آزمایشی استفاده کردم. شما هم اگر کلمه یا اصطلاح نظامی می دانید، مایه خوشحالیم است که به عنوان کامنت ثبتش کنید


neutralize

به معنی حنثی کردن است، اما نه خنثی کردن بمب، به معنی بی اثر کرد اعمال و فعالیت ها.

.our AA guns neutralized enemy bombards

اسلحه های ضدهوایی ما بمباران های دشمن را خنثی کردن.


eliminate

از بین بردن. نابود کردن.

enemy forces eliminated our defensive positions

قوای دشمن خطوط دفاعی ما را از بین بردند


surround

احاطه کردن. محاصره کردن

surrounding the stronghold is the best way to break the defenders spirit

محاصره کردن قلعه بهترین راه برای شکستن اراده (روحیه) مدافعان است


siege

محاصره

we should break the siege and send someone to call reinforcements

باید محاصره را بشکنیم و کسی را برای درخواست پشتیبانی بفرستیم


hostile

دشمن


ambush

کمین. کمین کردن. کمین گذاشتن

ambushing on conveys is one of the guerillas tactics

کمین گذاشتن برای کاروان ها یکی از تاکتیک های چریک ها است.


counter attack

پاتک. حمله متقابل

enemy counter attack starts at any minute, fortify the area!

پاتک دشمن هر لحظه شروع میشه، منطقه را سنگربندی کنید.


fire at will

آتش به اختیار

take down that drowns! fire at will!

اون پهبادها رو از بین ببرید! آتش به اختیار!


weapons free

آتش به اختیار


open fire

شلیک کنید

don not open fire in the city, even when civils attacked you

حتی اگر غیرنظامی ها به شما حمله کردند، داخل شهر تیراندازی نکنید


detect

شناسایی کردن

our lookouts have detected enemy heavy untis

دیدبان هایمان واحدهای سنگین دشمن را شناسایی کرده اند


primary objective

هدف اصلی

don’t forget why you are here. stick to the primary objective. defuse the bomb and get out of building.

یادتان نرود چرا اینجا هستید. بچسپید به هدف اصلی. بمب را خنثی کنید و از ساختمان خارج شوید.


march

مارش. رژه

soldiers are blue. a military march will return the morale

سربازها ناراحت اند. رژه نظامی روحیه را برمی گرداند.


watch your ass

ترجمه لفظ به لفظ: حواست به باسنت باشه!

معادل: مواظب خودش باش

raiders wont attack group, but if you’re alone watch tour ass!

راهزن ها به گروه ها حمله نمی کنند. اما اگر تنهایی، مواظب خودت باش!


cover 6

اگر زمینی را که روی آن نشسته ایم به ساعت تشبیه کنیم، و خودمان در مرکز آن قرار بگیریم، ساعت 6 پشت سر ما را نشان می دهد.

snipers will cover our six. dont be worry.

تک تیراندازها پشت سرمان را پوشش می دهند. نگران نباشید


reinforcements

نیروی کمکی، قوای پشتیبانی

hold on boys! just 30 minutes! reinforcements are the way

تحمل کنید پسرا! فقط 30 دقیقه! نیروی کمکی توی راهه!


medic

امدادگر

leave the those who are inured. medics can’t help them

زخمی ها را ول کنید. امدادگرها نمی توانند کمکشان کنند


dog tag

پلاک. تکه ای فلزی که روی آن اطلاعات سربازها از جمله نام و نام خانوادگی و گردان یا واحدی که در آن خدمت می کنند. بعد از کشته شدن سربازها، هم رزمانشان پلاک های آنها را جمع اوری می کنند تا آماری دقیق از کشته شده ها داشته باشند.

collet the dog tags. we need a exact count of deads.

پلاک ها را جمع کنید. به آمار دقیقی از کشته شده ها نیاز داریم.


revive

به هوش آمدن

reviving knocked out soldiers is the medics job

به هوش آوردن سربازانی که زخمی شده اند وظیفه امدادگران است


break in

به زور وارد ساختمان شدن

remember the plan, break in, free the prisoners, and get out. don’t do any thing foolish

نقشه را یادتان باشد، برید داخل، گروگان ها را آزاد کنید، و بیاید بیرون. کار احمقانه ای نکنید


kick ass

ترجمه لفظ به لفظ: لگد زدن به باسن

معادل: حساب کسی را رسیدن (به طرزی شدید)

mgs, explosive traps, and mines are ready. every thing is prepared, lets kick enemy’s ass

مسلسل ها، تله های انفجاری و مین ها آماده هستند. همه چیز حاضر است، بیاید حساب دشمن را برسیم!


شما هم با این اصطلاحات و کلمات جمله های آزمایشی بسازید و همین پایین ثبتشان کنید. جمله ساختن لازمه فرا گرفتن این موارد است.

با ثبت نام در خبرنامه از آخرین پست های مرتبط با این پست مطلع شوید!

5 نظرات در مورد “اصطلاح‌ها و کلمات نظامی

  1. سلام کاردوجان
    منم از کال آو دویتی و دوستان کلی کلمه اینجوری یاد گرفتم. کلماتی که آدم توی بازی یاد میگیره هیچ وقت یادش نمیره.
    اینا رو هم اگه خواستی به لیست اضافه کن. مخصوصا دومی:
    Sweep the area or the perimeter
    Over and out
    ظاهر این پست خیلی قشنگ بود. تو دیگه خیلی سلیقه به خرج میدی واسه پست ها. فکر کنم به خاطر همینه کم مینویسی. پیشنهاد برادرانه: زیباسازی رو کم کن تعداد رو ببر بالا. :))) (بزن‌دررو باش مثل خودم. هاهاها. یه مدت طولانی از بیشتر امکانات قالب بندی متن استفاده نمیکردم)

    1. سلام
      نمی دونم چرا هرچقدر میگم بازی ها اثر بیشتری رو مغز میذاره این معلم زبانمون قبول نمیکنه🤔😣
      گیر داده به تماشا کردن فیلم و سریال (گرچه که اونها هم به نوبه خودشون مفیدن)
      دستت درد نکنه. اینا رو ذخیره می کنم برای پست بعدی .
      راستش یه مدت هم دچار بحران تنبلی و هویتی شدم. تنبلی از این لحاظ که کتاب خوندن و
      چک کردن اخبار جای نوشتن رو گرفت. هویت هم از این منظور که نمی دونستم وبلاگم چه موضوعی داشته باشه
      از اونجایی که حوضه تخصصی ندارم. تصمیم گرفتم هرچی حس کردم برای ملت مفیده و مربوط به نوشتن، انگلیسی و زندگی باشه بنویسم.

      1. من خودم اعتقاد و ایمانی به معلمهای زبان مدرسه و استادهای زبان (حداقل عمومی) دانشگاه ندارم.
        نمیدونم منظورت معلم زبان مدرسه بود یا کلاس زبان. اما به هرحال اون شاید اصلا توی عمرش بازی به شکل ما انجام نداده. شاید آخرین بازی که انجام داده سوپر ماریو (قارچ خور) بوده. :)))

        من هم بعد 2.5 سال وبلاگ نویسی هنوز موضوع تخصصی ندارم. تازه با اینکه رشته تخصصی و کارم هم مشخص شده (حداقل به طور موقت) باز هم زوم نشدم روی یک موضوع خاص.
        یه دلیل جالب هم داره. چون اون موضوعات مربوط و به درس و کار هستن بخشی از وجود آدم دلش نمیخواد توی اوقات فراغت و وبلاگش این چیزهای خسته کننده رو وارد کنه.
        البته گفتم بخشی از وجود. چون بخش های دیگه ممکنه خوشحالم بشن از ترکیب کردن کار با تفریح (اصلا کیه که دلش نخواد وبلاگش پر باشه از موضوعات مربوط به تخصص خودش و بهشون افتخار کنه). مثلا من یه پیش نویس دارم درباره یه اصل اقتصادی که توی بازی Age of Empires به شدت کلیدیه. نمیدونم کی بشه کاملش کنم. انقدر مونده کهنه شده که ممکنه اصلا نتونم گسترشش بدم.

        اولویت اول رو بزار روی اینکه چی عشقت میکشه بنویسی. اگه ملت از نوشته ات بدشون بیاد نمیشینن تا آخر بخونن. همون خط ایکس‌اُم تب رو میبندن میرن سراغ زندگیشون. بنابراین اصلا عذاب وجدان نداشته باش و هرچی دوست داری بنویس. بعدا میتونی به جدی تر کار کردن فکر کنی.
        مثلا من تازه 6 ماهه که دارم به وبلاگم دید جدی تری پیدا میکنم. دارم روی ساختارش، موضوعات و همه چی جدی تر و حرفه ای تر فکر میکنم. اینا رو نمیگم که بگم مسیر من خوبه همینو بیا. نه اصلا. شاید من توی این 2.5 سال فقط خودم رو علاف کرده باشم. ولی فقط خواستم بگم این مسیر هم پیش پات هست (یعنی تا هروقت که راحتی عشقی بنویسی. بعدا خودت میفهمی که کِی وقت جدی شدنه).

پاسخ دادن به کاردو ویسی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.