داستان

بهتر است از خواب بیدار شویم

زیر سفره ای را جمع کردم تا در بالکن بتکانم. وقتی در بالکن را باز کردم برادر کوچکم را دیدم، و البته یک نفر دیگر عین خودش! پدرم را صدا زدم تا مشخص کند کدام یک برادر واقعی ام است و کدام یک دروغین. پدرم وقتی ماجرا دید گفت ((کاردو جان! امکان ندارد که دو نفر عین هم باشند. حتما داریم خواب می بینیم، بهتر است از خواب بیدار شویم!)) و بعد از تخت بیرون آمدم.

پست قبلی

پست بعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *