تجربه‌ی شخصی

به دور از اینترنت با فنلاندی

این دو روز از هرگونه اینترنت و موبایل به دور بودم و کنار یک فنلاندی سر کردم!

یکی از دوستان خانوادگی مان که شوهرش فنلاندی است به ایران بازگشته بود. شوهر بیچاره اش که از زبان ما چیزی نمی فهمید روی مبل نشسته بود و بقیه را تماشا می کرد. من و مادرم توانستیم کمی انگلیسی با او حرف بزنیم و به اطلاعات جالبی رسیدیم.

در فرهنگ آنها دور هم جمع شدن و مهمانی های خانوادگی زیاد مرسوم نیست و فقط در عیدهای خاصی مثل سال نو یا عید شکرگزای دور هم جمع می شوند.

می دانستید کلش آو کلنز را فنلاندی ها ساخته اند؟ و همین طور هم انگری بردز را.

وقتی داشتیم میوه می خوردیم یکی از دوستانمان که شوخ هم بود پرسید ((در کشور شما آروغ زدن بی ادبی محسوب می شود؟)) فنلاندی جواب داد که ((بله، اما بادمعده بی ادبی نیست.))

یکی از بزرگترین رسوایی های مالی شان این بوده که رییس جمهور با پول دولت صبحانه خورده است.

همیشه از سختگیری های مادرم سر یادگیری زبان جانم به لبم می رسید. گاهی دعواهایمان چند روز طول می کشید. اما الان خیلی خوشحالم که در این مورد سختگیر بود.

و نکته ای دیگر راجب نحوه ی برخورد آنها با فرزندانشان: دختربچه نزدیک بود که حین قاچ کردن میوه با کارد دست خودش را ببرد. پدرش (فنلاندی) فقط با حرف زدن به او می گفت که کارد را بگذارد زمین، حتی به سعی نکرد که کارد را به زور از او بگیرد. و بچه اش نهایتا کارد را زمین گذاشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *