ایده یابی,داستان نویسی,زندگی,نویسندگی

تجزیه دیگران (ایده یادداشت نویسی)

اغلب یادداشت های روزانه ام را با تحلیل اطرافیانم می گذارم. هم جنبه ی استدلال را قوی می کند هم توان شخصیت پردازیرا بالا می برد. اوایل فکر می کردم این کار برای طولانی جواب نمی دهد. چون همه ی دوروبری هایم معمولی اند و چیزی برای استدلال ندارند. ولی همه که مثل هم نیستند، یک چیزی دارند که از دیگران متمایزشان کند. عادت های خوب یا زشتشان.

یکی از همکلاسی هایم به جای سلام می گوید «کاردو، ریشه ی سه حرفی سلم بر تو باد»

یکی دیگرشان عین خیالش نیست که معلم سر کلاس مجاز حی و حاضر است، هرچه دلش بخواهد بار این و آن می کند.

آن یکی سر بازی بسکتبال حسابی عصبانی می شود و تا چند روز به این و آن می پرد. به همه جز من. چرا جز من؟دلیلش را نمی دانم. چراکه زیاد نمی شناسمش.

کاری که انجام می دهم طرح و جواب این سوالات است.

از عمد این کار را انجام می دهد؟ چرا؟

از روی عادت این کار را انجام می دهد؟ این عادت چطور شکل گرفت؟ در بچگی اش ریشه دارد؟ یا وضع الانش ناجور است.

متوجه این کارش است؟ چرا سعی نمی کند جلویش را بگیرد؟

با این رفتارهایش چطور دوستانش تحملش می کنند؟

و …

و در ادامه، برخوردهایی که با آنها داشته ام، شایعات، وضعیت تحصیلی و … را بررسی می کنم. البته همه ی اینها ممکن است در طی چند روز یا حتی چند ماه انجام شود.

و درنهایت هدف زندگی، عادت ها، پیشنه و … کشف کنم. درست مثل شخصیت های یک داستان.

به سرم زده که برای هرکدامشان پرونده سازی کنم. از اطلاعات رسمی گرفته تا جزیات صحبت کردنشان و نحوه ی برخوردشان با من و دیگران. از آنجایی که موقع برخورد با دیگران روی لحن و حرف هایشان حساس می شوم اینجور اطلاعات به یادم می ماند.

شما این تمرین را چطور می پندارید؟ از روبه رو شدن با ذات درونی دیگران می ترسید؟ یا ترجیح می دهید زیر سوال ببریدشان و ته شخصیت آنها را یاد بگیرید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *