جمله قصار,زندگی,نویسندگی

تغیر شرایط و سازگاری

صبح های تابستان که از هر درس و کلاسی فارغ بود، 3 صفحه می نوشتم. با شروع مدرسه این برنامه به هم ریخت. می شود ده دقیقه یا یک ربع زودتر بیدار شد. اما نیم ساعت خیلی سخت است. آن هم برای منی که مشکل خواب دارم.

اوایل مهر به فکر جایگزینی صفحات صبحگاهی با یک عادت دیگر شدم. فقط یک صفحه می نوشتم و دو صفحه را در طول روز کامل می کردم.

اما تصمیم گرفتم از زنگ های تفریح را برای پر کردن صفحات صبحگاهی استفاده کنم.

فاصله ی 70 دقیقه ای بین کلاس ها، ماهیت عادت را عوض کرده. دیگر نمی توان به این گفت صفحات صبحگاهی. فقط صفحه ی اولش لایق این اسم است. بقیه صفحه ها فقط یادداشت های عادی اند. آزادی ذهن فقط برای صفحه ی اول وجود دارد.

اما فوایدی هم داشت. شاید آن ذهن تازه از خواب بیدار شده را برای همه ی صفحه ها نداشته باشم. اما به نحوی آزادی نوشتنم بیشتر شده. به خاطر محدودیت زمانی زنگ های تفریح. کمتر فکر می کنم و تندتر می نویسم. اگر قبلا یک ساعت برای سه صفحه خرج می شد، الان هرکدامشان فقط 10 دقیقه زمان می برد.

می خواهم بگویم که اوضاع همیشه آنطور که می خواهیم نیست. پس به جای مقاومت و یا عقب نشینی بهتر است خودمان را سازگار کنیم. حاد شدن شرایط حتی می تواند مفید باشد. فشار و تغیر همیشه چیز بدی نیست. اگر با آن منطقی رفتار کرد.

هرچه نباشد:

با فشار مناسب ذغال الماس می شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *