جمله برداری,دسته‌بندی نشده,نویسندگی

تمرین جمله برداری (6)


نمی دانم این حاکی از کدام فال بد می تواند باشد.

پرندگان انگار پرواز کرده و رفته و یا لال شده بودند.

خورشید ناگهان از سایه های شرق بالا آمد و تیر شعاعش که رها شد به سطح شهر خورد.

فکر فرودو و سام مثل نیشتری در قلبش فرو رفت.

قله مضرس آن پوشیده از برف های ابدی برفراز جهان می درخشید.

آخرین تیغ های خورشید سایه های دراز و تیزی از سواران بر زمین انداخته بود که پیشاپیش آنان حرکت می کرد.

شاهکار عظیم دست انسان در سال هایی ورای دسترس ترانه ها و قصه ها.

نامشان از یاد رفته بود و هیچ ترانه یا افسانه ای آن را به خاطر نمی آورد.

لشکرکشی بزرگی که هم و غم سرودهای روهان طی زندگی طولانی نسل های بعد مصروف آن شد.

می ترسم میز های این شهر برهنه تر از آن باشد که مطابق میل توست


آخرین تیغ های خورشید سایه های دراز و تیزی از سواران بر زمین انداخته بود که پیشاپیش آنان حرکت می کرد

تفسیر: خورشید دارد غروب می کند و سواران دارند به سمت شرق می روند. (وقتی سایه جلویشان حرکت می کند یعنی خورشید پشت آنهاست. پس روبه رویشان می شود شرق)


شما هم می توانید یکی از این جمله ها را بشکافید یا جمله ی جدیدی که یادداشت کرده اید را با من به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *