زندگی,نویسندگی

توازن بین درس و نوشت

این مقاله به درد آنهایی می خورد که نه از پول کلفت پدر بهره دارند و نه از کسب و کار خانوادگی، و تنها راه تضمین آینده شان درس خواندن است. حالا دلیل تحصیل زیاد مهم نیست، مهم این است که آینده تان به تحصیلات گره خورده و دست بر قضا وقتی مسئله ی ریاضی حل می کنید گوشه چشمتان به روان نویسی است که روی کاغذهای کاهی افتاده، و وقتی هم که داستان می نویسید مدام در فکر امتحان هفته ی بعد هستید.

در اینجا با راه هایی که ممکن است نویسندگی بر تحصیل اثر منفی بگذارد آشنا می شوید و با روش های مختلف یاد می گیرید که از درس به نفع نوشتن و از نوشتن به نفع درس استفاده کنید.

فرض را بر این گذاشته ام که بین درس و نوشتن تعادل دارید. اما به هر دلیلی این توازن از بین رفته است. در اینجا شایع ترین عوامل و راه حل هرکدام را آورده ام.

والدین

بیشتر پدر و مادرها درکی از وقت هایی که به نوشتن می پردازید ندارند و تنها چیزی که می بینند نمره ی بدی است که در امتحان آوردید. به همین خاطر هر نمره ی داغانی را از چشم دست به قلم بودنتان می بینند. درحالی که زمان خرج شده برای نوشتن در حدری نیست که بر درس اثر بگذارد (ولی به چه دردی می خورد؟ آنها که از این خبر ندارند). دو راه برای اینکه آنها را متقاعد کنید وجود دارد.

1. جلوی چشم آنها بنویسید.

هر فعالیتی که به دنیای نویسندگی تان مربوط می شود را به آنها گزارش دهید. اگر واقعا حجم زمانی که صرف می شود در حدی نیست که بر درس و مشق اثر بگذارد پس دیگر جای نگرانی نیست. اما اگر حق با پدر و مادرتان بود باید به فکر کم کردن نوشتن و بیشتر درس خواندن باشید.

2. نمره ی کم نیاورید.

هیچی مثل این اثرگذار نیست. خیلی مستقیم و پوستکنده ثابت می کند که درستان خوب است و کاغذ و خودکار عددی نیست که نمره را پایین بیاورد.

بعضی وقت ها والدین برای اینکه وضع تحصیلی فرزندشان بهتر شود با طعنه و تشرهایشان بچه ی بدبخت را به جایی می رسانند که تمام دستونیس هایش را زیر نم نم باران بسوزاند و شاهد شعله های سبزی باشد که به خاطر جوهر پدید می آیند (ممنونیم مامان باباها) و روز بعد می گویند ((وای عزیزم! اصلا نمی خواستیم که تو نوشتن رو بذاری کنار. فقط درست رو بیشتر بخون.)) و باز هم ممنونیم مامان باباها که به موقع منظورتان را رساندید.

برنامه ریزی

بعضی وقت ها آنقدر مشغول کاغد و خودکار هستید و برایش خواب و قهوه خرج می کنید که انگیزه و انرژی  برای درس خواندن نمی ماند. چه چیزی بهتر از برنامه ریزی این ناهماهنگی را اصلاح می کند؟ می توانید در اینترنت روش های مختلف برنامه ریزی را یاد بگیرید. در اینجا فقط روشی که خودم استفاده کردم و نتیجه دیدم را معرفی می کنم.

من کلا با برنامه ریزی رابطه ی خوبی ندارم. باعث می شود حس کنم که اختیار کارهایم دست خودم نیست. اما برای پیشرفت به آن نیاز داشتم. این برنامه ریزی که می خواهم برایتان بگویم خیلی ساده و پیش پا افتاده اما موثر است.

قبل هرچیز ساعت های آزاد روزتان را پیدا کنید. منظورم از ساعت آزاد ساعتی است که صرف کارهای حیاتی و روزانه نمی شود. کارهایی مثل خوردن غذا، شرکت کردن در کلاس های مختلف، خوابیدن و غیره.

بعد اینکه ساعت ها را مشخص کردید میزان درسی که آن روز باید بخوانید را در این ساعات جا بدهید. برای مثال به برنامه ای اشاره می کنم که خودم داشتم.

بعد مدرسه تا قبل نهار: 3 ساعت آزاد: یک ساعت و نیم خواندن ریاضی، یک ساعت و نیم خواب

بعد نهار (ساعت 4) تا کلاس زبان (ساعت 7): یک ساعت خواندن علوم تکمیلی، یک ساعت انجام تکالیف کلاس زبان، یک ساعت اضافی برای اتفاق های یهویی

اتمام کلاس زبان(8:30) تا شب(11): وقت استراحت و تفریح

با این روش ساده خود به خود زمان کشی را کنار می گذارید. خوبی این زمان بندی این است که با دقیقه و ثانیه محدودمان نمی کند. مثلا شما (خواندن 1 ساعت ریاضی از 4 تا 6) را ترجیح می دهید یا (بعد نهار تا قبل کلاس زبان یک ساعت ریاضی بخوان)؟ می توانید به دل خودتان زمان شروع درس خواند را انتخاب کنید.

نبود تمرکز

ممکن است از لحاظ کمبود زمان مشکلی نداشته باشید. اما هنگام درس خواندن تمرکز ندارید چونکه:

1. در فکر مقاله ای هستید که دارید می نویسید و محتوای مختلفی که می تواند داشته باشد را سبک و سنگین می کنید.

راه حل: از هر احدی بپرسید می گوید که پیش نویس اولیه را یک نفس بنویسید. یکی از دلایلش هم همین نبود تمرکز در هنگام درس خواندن است. آنقدری پیش نویس اولیه را بنویسید که فکر و ایده ای نماند. اگر در طول فعالیت روزانه ایده ای هم به ذهنتان رسید جایی یادداشتش کنید.

2. داستانی که نوشته اید را دوست ندارید و ناراحت هستید و این فکر که ((شاید من استعداد این کار را ندارم)) هوش و حواستان را گرفته است.

راه حل: ببینید به چه دلیل نوشتارتان ضعیف است. تازه کارید؟ کتاب کم خوانده اید؟ هر دلیلی که دارد پیدایش کنید و منطقی با آن برخورد کنید. هیچ چیزی مثل منطق نمی تواند کارهای ناقص و اشتباه را درست جلوه کند.

خب، تا حالا نویسندگی را مقصر فرض کردیم. بیایید درس را مقصر کنیم. خب کار اشتباهی کردیم. چونکه درس خواندن هیچ جوری نمی تواند بر نویسندگی اثر منفی بگذارد. درواقع هیچ چیزی نمی تواند بر شوقی که دارید اثر منفی بگذارد البته اگر خودتان این طور بخواهید.

 بگذارید والیدن بگویند نوشتن نان و آب نمی شود. شما هم بگویید من به جای تماشا کردن تلویزیون دوست دارم داستان بنویسم. امتحان ها هر چقدر هم سخت باشند باز هم دو تک ربعی وقت آزاد پیدا می کنید. پیدا نمی کنید؟ مشکلی نیست. نهار کمی کمتر غذا بخورید تا زودتر تمام شود. وقت دست به آب روی سنگ دستشویی فکر نکنید، زود کار را تمام کنید تا وقت ذخیره شود. اگر با همه ی اینها باز هم وقت پیدا نکردید، بهتر است سوزنی به انگشتتان فرو کنید و ببینید آیا خون بیرون می جهد یا نه.

هیچ فعالیت مفید و روزمره ای وجود ندرد که انگیزه تان را ضعیف کند (البته منظورم از هر فعالیتی، کارهایی مثل وقت تلف کردن در اینستاگرام و ساعت 12 بیدار شدن نسیت). می توانید راجب همین ها بنویسید.  فقط وقتی این کارها به ضرر نویسندگی تمام می شود که خودتان اینطور فکر کنید.

تا حالا شته ها را به چشم دیده اید؟ مورچه ها از آنها مثل گوساله استفاده می کنند. برشان  می دارند و می برندشان روی برگ های گیاهان و وقتی که شته ها شیره ی گیاه را بخورند آنها را به لانه خودشان بر می گردانند تا ماده ای که شته از شیره درست کرده را بدوشند و نوش جان کنند. در عوض این خدمت، مورچه ها از شته ها در مقابل شکارچی ها محافظت می کنند. احتمالا در جریان هستید که به این می گویند همیاری.

می توانیم بین درس و نوشتن همچین رابطه ای ایجاد کنیم، با روش های زیر:

1. راجب درس هایتان محتوا تولید کنید.

لازم هم نیست که منتشرشان کنید. می توانید جایی آنها را آرشیو کنید (اگر از من می شنوید حتما منتشر کنید، چونکه یکجور تعهد نسبت به این کار به وجود می آورد) و یا برای دبیر مربوطه بفرستید، اینطور نمره ای هم گیر می آورید. بهتر است با درس هایی شروع کنید که در آنها مهارت دارید. به مرور جرئتتان برای بقیه درس ها بیشتر می شود.

2. روی کاغذ مرور کنید.

بعد هر جلسه از کلاس تمام مطالبی که به یاد می آورید را بنویسید. مهم هم نیست که با آنها جوک بگویید یا شعر درست کنید.

کمی شوخی درک مطالب علمی را راحت تر می کند.

هاوکینگ

اینطور مجبور می شوید که سر کلاس با دقت بیشتری به درس توجه کنید تا وقتی که مرور می کنید حرف بیشتری برای نوشتن داشته باشید.

3. کتاب خوانی کمک می کند

وقتی هدف شما نویسنده شدن باشد قاعدتا باید کتاب زیاد بخوانید. و وقتی هم کتاب زیاد بخوانید با کلمات جدیدی مواجه می شوید که می توانند در جاهایی که حتی فکرش هم نمی کنید به کمک درستان بی آیند.

برای مثال به تجربه ی خودم اشاره می کنم که ارباب حلقه ها باعث شد امتحان قرآن را 20 ببرم.

از هرچی جا خالی است متنفرم! می بایست ترجمه ی جمله های کوتاه عربی را با کلمات داده شده کامل می کردیم. به لطف ارباب حلقه ها که اینقدر از کلمه ی ((خیل)) استفاده کرده بود، توانستم معنای کلمه ی ((خیل)) را بفهمم.

4. با نوشتن زیاد یاد می گیرید که با دقت بیشتری مشاهده و فکر کنید.

در نتیجه قدرت تجزیه و تحلیلتان بالا می رود و این در درس هایی مثل زیست شیمی تاریخ و مدنی و غیره به که جان می دهد برای مناظره به کمکتان می آید. و معلم ها هم از اینکه شما اینچین می توانید راجب درس حرف بزنید خوشحال می شوند.

شما با چه چالش هایی رو به رو شده اید؟

2 نظرات در مورد “توازن بین درس و نوشت

  1. چقدر جذاب و شیرین نوشته بودی. احسنت. انصافاً کیف کردم از قلمت.
    چالشی که همچنان من باهاش روبه‌رو هستم شنیدن «نوشتن نان‌ و آب نمی‌شود» است. هرچند همیشه شرایط یک‌جور نخواهد بود 🙂

    1. ممنون محبت دارید.
      ولی خودم حس می کنم کمی ابهام داره
      و چند چیز رو هم اشاره نکرده بودم از جمله ((نوشتن نان و آب نمی شود))

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *