تجربه‌ی شخصی,زندگی

دعواهای برادری

با برادر کوچکم دعوا کرده بودم. یکی دوتا از کتاب هایم آسیب دیده بودند. من هم او را از بازی با کامپیوتر محروم کردم. سر سفره ی نهار، دستم را برای گرفتن پارچ آب دراز کردم، اما برادرم زودتر آن را قاپید. حرصم درآمد، کم مانده بود که دعوا را از اول راه بی اندزام که برادرم پارچ را به دستم داد. از اول هم برای همین برش داشته بود. من هم تشکر کردم و پارچ را گرفتم.

بعضی وقت ها عذرخواهی با یک حرکت کوچک انجام می شود. گاهی هم بدون هیچ نشانه یا اقدامی دو نفر آشتی می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *