زندگی

ذهن من جلوتر از سه ماه نمی رود

فکر کردن به آینده دور می ترساندم. پاییز امسال سال اول دبیرستان را تجربه خواهم کرد. به کمک مادرم از همین الان برای کنکور برنامه ریخته ام. هنوز هم نمی توانم تصور کنم که این مطالب برای سه سال دیگر هستند. اگر تا آن موقع یادم رفت چه؟ اگر پایه 11 و 12 سخت تر از آنچه فکر می کنم باشند چه؟ شاید اصلا مجبور شوم دو سال زودتر کنکور بدهم؟

فکر کردن به آینده بیشتر از سه ماه می ترساندم. تا آن موقع کمینگاه های زیادی برای به هم ریختن برنامه ی من وجود دارد. یک مسافرت یا یک فوت نا به جا یا حتی اینکه خودم از برنامه خسته شوم.

فکر کردن به آینده ی بیشتر از سه ماه عصبی ام می کند. برنامه وقتی برنامه است که جایی روی دیوار نوشته شود و همه ببینندش. خب همه آن را دیدند. فکر اینکه نتوانم به برنامه پایبند بمانم و آبرویم جلوی دیگران برود عصبی ام می کند.

فکر کردن به آینده ی بیشتر از سه ماه من را له می کند. معمولا برای کارهای بسیار مهم برنامه ریزی سالیانه انجام می دهد. لابد در زندگی خودش و عزیزانش خیلی اثر داشته که این برنامه را ریخته است. اگر به خاطر من همه ی اعتبار خانواده همه آن سال ها درس و زبان خواندن به هدر برود چه؟ همه ش به من بسته است.

نه فقط درباره ی درس، حتی راجب نوشتن این حس را دارم. هنوز هم به اهداف سال بعد نویسندگی ام که به آقای کلانتری گفتم لعنت می فرستم. گفتم می خواهم مجموعه ایمیل های آموزشی جری جنکینز را ترجمه کنم. الان چنه هفته است که اصلا آنها را باز نکرده ام. اگر آقای کلانتری می پرسیدند برای پایان تابستان چه هدفی داری می گفتم پیدا کردن دوستان محتوایی و نوشتن 80 پست وبلاگی.

به نظرم آنهایی که برنامه ی چندساله دارند و خیلی هم پایبندش هستند برنامه ی امروزشان را از یاد برده اند. برنامه ی آخر هفته و برنامه ی تعطیلات تابستان. چونکه بدشان نمی آید از برنامه جلو باشند، پس یکی دو جمعه کمتر با دیگران بودن ضرری ندارد (از دید آنها).

جلوتر از سه ماه برنامه نریزید. اول از همه برنامه ی 3 ماه آینده را بریزید. بعد برنامه ی دو ماه دیگرش. و مناسب با آن سه برنامه ی هفتگی و روزانه.

یک نظر برای “ذهن من جلوتر از سه ماه نمی رود

  1. منم خیلی آینده نگری اونجوری نمی تونم بکنم. اصلا وقتی به یه چند ماه و سال فکر می کنم سرگیجه می گیرم. اهداف رو مشخص می کنم ولی برنامه رو نهایتا هفتگی. همون اهدافمم کلی تعیین می کنم که اگه به هر دلیلی نشد خیلی عذاب وجدان نگیرم:)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *