تجربه‌ی شخصی,نقل از کتاب

سر قول بمون

قول و عهد نقش مهمی را در داستان های تالکین نقش اساسی دارند. طوری که اگر قسمی بخورید و نتوانید سرش بمانید یا نفرین می شوید و یا در جا می میرید. معروف ترین قسم هایی که در داستان هایی تالکین وجود دارند عبارتند از:

قسم هفت پسر فئانور: این هفت تا آقا پسر قسم قسم خوردن تا آخر دنیا هم که شده سه تا سنگ قیمتی پدرشون یعنی سیلماریل ها را پس بگیرند. و همه شان سر همین قسم که نتوانستند انجامش بدهند مردند. البته به غیر از دوتایشان که موفق شدند. البته آن دو هم به خاطر نفرین و پیشگویی والار از پا در آمدند.

قسم مردمان مناطق جنوبی گوندور: قبل اینکه ایسیلدور و آناریون (دوتا داداش) برای خودشان اسم و رسم جفت کنند و پادشاهی بزنند، مردمانی نیمه متمدن در بلفالس و آنفالس (قسمت های جنوبی گوندور) زندگی می کردند. وقتی ایسیلدور و دادشش دست به استعمار زدند و سرزمین های آنها را ازآن خود کردند، عهد ناجوری با آنها بستند. قول گرفتند که هروقت پادشاه گوندور به آنها نیاز داشتند به کمکش بی آیند. اما وقتی ایسیلدور در جنگ علیه سائرون به آنها نیاز داشت، مردمان نامتمدن کوهستان زدند زیر قولشان و به کوه ها فرار کردند (چونکه اینا قبلا سائرون را می پرستیدند). ایسیلدور هم تلافی اش را سرشان در آورد و نفرینشان کرد که وقتی که مردند روحشان آرام نگیرد و در این دنیا بمانند تا زمانی که به عهدشان وفا کنند (تبدیل شدند به همان روح های سبز که در قسمت سه فیلم بود)

البته قول، نفرین و بدهکاری های بیشتری توی داستان های تالکین است که الان به یاد ندارم. شاید در آینده وقتی که سیلماریلیون را دوباره خواندم در این رابطه مقاله ای بنویسم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *