جمله قصار,زندگی

من شک می‌کنم، پس انسانم

یک حیوان، از مادرش زاده می شود. رشد می کند. نسلش را گسترش می دهد. و می میرد. فرزندی که از او به وجود آمده نیز همین راه را پیش می گیرد. و همینطور بقیه حیواناتی که در ادامه ی او می آیند.

تا حالا مورد نداشتیم که حیوانی در ای روند تجدید نظر کند و با خود بگوید «چرا این کار را می کنم؟ بهتر نیست برای حقوق حیوانات بجنگم؟». او فقط یک راه می شناسد. همانی که یادش داده اند.

فرق آدمی که هدفش در زندگی فقط یک چیز است، و حاضر است همه چیز را فدای هدف کند با او، تنها در اسم است. به حیوان می گویند «مخلوق بی شعور» و به آدم می گویند «فلانی با اراده»

اگر آن انسان برای یک لحظه شک نکند که هدفش صحیح اس یا نه، هدف بهتری وجود دارد یا نه، چند هدفی بهتر است یا نه، فرقش با حیوان فقط در تفسیر هدف است. برای حیوان می گویند «ژنتیک و غریزه» و برای آدم می گویند «هدفی والاتر از سایر مسائل زندگی»

نتیجه ی جانورانی که در هدف خود شکی ندارند می شود یکی مثل هیتلر.

برای همین می گویند.

من شک می کنم، پس انسانم

رنه دکارت

پی نوشت: اگر طرفدار حقوق حیوانات هستید و از استفاده ی کلمه ی «حیوان» در این پس ت ناراحتید، پیشنهاد می کنم این مطلب کوتاه را بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *