تجربه‌ی شخصی,نویسندگی

نوشتن و حافظه

دیروز، بعد از حدود دو سال، به مدرسه رفتم. کلاس نقلی بود. چند نفر از بچه ها را از سال قبل می شناختم. دو نفر تازه آمده بودند. اسم یکیشان خیلی آشنا بود. قیافه اش هم آشنا تر.

چند صندلی جلوتر نشسته بود. گفتم:

_ تو احیاناً کلاس یک و دو توی مدرسه ی فجر نبودی؟

_ اممم… نه

_ آمادگی توی پیش دبستانی پرنیان نبودی؟

_ اممم… همونی نبود که توی شهرک سعدی بود؟

_ آره، کنار پارک. معلممون هم اسمش بهار بود.

_ آره… درست میگی. تو کی هستی؟

_ من کاردوام. همکلاس بودیم.

_ …آره الان یادم اومد. اهههه چطور یادت مونده؟ ده سال پیش بود.

هرنوع بازگویی باعث ماندگاری آن خاطره می شود. برای همین می گویند درس را چند بار تکرار کن تا قشنگ یادت بماند. نوشتن هم نوعی بازگویی است. یکی از اثرات نوشتن تقویت حافظه است. درواقع نوشتن باعث می شود که خاطرات در ذهن ما حک بشوند. حتی اگر دلبستگی خاصی به نوشتن ندارید، برای ذهن خودتان هم که شده، خاطرات و اتفاقات روزانه تان را بنویسید.

پست قبلی

2 نظرات در مورد “نوشتن و حافظه

  1. سلام
    خوبی؟
    چه خبرا؟ معلومه درس و مدرسه حسابی وقتت رو میگیره که کمتر مینویسی.
    دقیقا کاربرد اصلی نوشتن توی زندگی من ثبت کردنه. ثبت کلیات اینکه روزم رو چطوری گذروندم و ثبت اتفاقات و افکار مهم.
    و واقعا وقتی نوشته های قدیمی رو میخونم لذت میبرم. مثلا وقتی نوشته های خودم در روزهایی که حالم بد بوده رو میخونم میگم چه احمق بودم که سر اون چیزها ناراحت میشدم.
    یا مثلا یه سری از خاطرات با خوندن چیزی که درباره شون نوشتم برام زنده میشن.
    متاسفانه جدیدا توی این نوشتن ها خیلی تنبل شدم. باید یه فکری به حالش بکنم. دیگه روزانه نمینویسم. وقتی دیر به دیر مینویسم کلی چیزهای مهم از قلم میفتن.

    1. نوید جان منم دقیقا حال تو رو دارم
      بعضی روزا به جای سه صفحه ی صبحگاهی، دو، یک و یا هیچی نمی نویسم.
      با اینکه حجم درس بالا رفته، ولی بازهم وقت برای نوشتن دارم، ولی نمیدونم چرا
      وقتی کاغذ رو می ذارم جلوم نمی تونم چیزی بنویسم.
      ممنون که برام نوشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *