جمله برداری

چند ضربالمثل

داشتم کشو کامپیوتر را مرتب می کردم که جاکبریتی پیدا کردم پر از نوارهای کاغذی کوچک. در حدود پنج سال پیش تلویزیون برنامه ای راجب ضربالمثل می داد. آن موقع بیشتر این ضربالمثل ها را در این نوارهای کاغذی نوشته بودم. خواستم که چندتایشان را با شما به اشتراک بگذارم.

راه کوتاه و پول زیاد یک امایی دارد

مثال: موشی دغل باز پول زیادی به موش ساده لوحی می دهد تا پیغامی را برای برادرش که آن سر انبار لانه دارد ببرد. موش ساده لوح می گوید ((اما من نمی توانم، گربه…)) موش دغل باز می گوید ((دیگر اما و اگر نیار، اما نداریم)). موش پیغام را می برد و و به خانه باز می گردد. در این حین گربه دمش را می خورد. پدرش که از اول او را منع می کرد می گوید ((پسرم، راه کوتاه و پول زیاد یک امایی دارد))

شتر نقارخانه است، گوشش از این صدا ها پر است

مثال: پیرزنی می خواست شتری را که در مزرعه اش نشسته بود با صدای تبل فراری بدهد. هرچقدر که سر و صدا می کند شتر تکان نمی خورد. گزمه ای به او می گوید ((این شتر ارتش است، همیشه روی او تبل سوار می کنند. نمی توانی با این سر و صدا بترسانیش، شتر نقار خانه است، گوشش از این صداها پر است.))

کلاه به سر صاحبش گشاد است

مثال: مادر همه جا پز می داد قبولی تیزهوشان دخترش حتمی است. برای قبول شدن دخترش در تیزهوشان هر کاری کرده بود. اما نتیجه نداد. روزی خواهرش از او پرسید ((راستی دخترت در تیزهوشان قبول شد؟)) مادر جواب می دهد ((نه بابا. اصلا بهتر که قبول نشد، چیه بچه همه ش درس بخونه.))

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *