تجربه‌ی شخصی,نویسندگی,وبلاگ نویسی

چیزی برای نگرانی وجود ندارد

بعضی وقت ها حس می کنم همه ی دنیا منتظر هستند که من نوشته ی بی نقصی بنویسم و منتشر کنم. همیشه هم باعث کند شدنم می شود و زیادی روی متن حساسم می کند. مدام فکر می کنم که ((اگر به اندازه ی کافی خو نباشد چه؟ دنیا مسخره ام می کند؟ دیگر کسی به سایتم سر نمی زند؟))

این جور مواقع با خودم می گویم:((از هشتاد میلیون نفر فقط چند هزارشان اهل کتاب و ادبیات هستند. از این جمعیت هم کمتر از نصفشان مثل تو هستند و می خواهند نویسنده شوند. از این جمعیت هم تعداد کمی از وجود همچین وبلاگ هایی باخبرند. آنهایی هم که خبر دارند میان صدها وبلاگ مثل وبلاگ تو گم شده اند و معجزه است که کسی وبلاگ تو را پیدا کند.))

هر وقت این چیزها را برای خودم می گویم یاد این متن می افتم:

فقط دو چیز وجود دارد که نگرانش باشی: اینکه سالمی یا مریضی. اگر سالم هستی چیزی برای نگرانی وجود ندارد؛ اما اگر مریضی فقط دو چیز وجود دارد که نگرانش باشی: اینکه دست آخر خوب می شوی یا می میری. اگر خوب شدی، چیزی برای نگرانی نیست. اما اگر فوت کردی دو چیز وجود دارد که نگرانش باشی: اینکه به بهشت می روی یا جهنم. اگر به جهنم بروی، آنقدر مشغول احوالپرسی با دوستان قدیمی می شوی که وقتی برای نگرانی نداری! پس درواقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود ندارد!!! امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *