نقل از کتاب

کار همه ما ساخته است. مهم این است که متوجه نشویم.

گفت که امسال جنگ در اینجا تمام شده و همچنین ایتالیایی ها لقمه ی بزرگتر از دهانشان برداشته اند. گفت که تعرض در فلاندرز دارد گندش بالا می آید. اگر قرار باشد مثل پاییز امسال آدم بکشند، کار متفقین تا یک سال دیگر ساخته است. گفت که کار همه ما ساخته است، اما تا وقتی که خودمان خبر نداریم اشکالی ندارد.

کار همه ما ساخته است. مهم این است که آدم متوجه نشود. هرکشوری که آخر از همه متوجه شود که کارش ساخته است جنگ را خواهد برد.

گفت که همه چیز خراب است. فقط به تعداد لشکرها و افراد فکر می کنندو همه شان بر سر لشکر جار و جنجال راه می اندازند و همین که فراهم کردند فقط بلدند آن ها را به کشتن بدهند. کار همه شان ساخته است.

آلمان ها پیروز می شوند. به خدا آن ها را می گویند سرباز. سرباز یعنی سرباز آلمانی؛ ولی آنها هم کارشان ساخته است. کار همه ما ساخته است.

من درباره ی روسیه پرسیدم. گفت آن ها مدتی است که کارشان ساخته است و من به زودی خواهم دید که کارشان ساخته است. دیگر که اتریشی ها هم کارشان ساخته است. اگر چندتا از لشکرهای آلمانی را داشتند کاری از دستشان بر می آمد.

کار ایتالیایی ها ساخته است. همه می دانند که کارشان ساخته است. آلمان ها از راه ترنتینو سرازیر می شوند و راه آهن را در ویچنزا قطع می کنند.

گفت: «خداحافظ» بعد با خوشرویی گفت «موفق باشی!» میان بدبینی کلی و خوشرویی شخصی اش تضاد شدیدی به چشم می خورد.

نقل از «وداع با اسلحه» ارنست همینگوی


برداشت خودم

کار همه ما ساخته است. مهم این است که آدم متوجه نشود. هر کشوری که آخر از همه متوجه شود که کارش ساخته است جنگ را خواهد برد.

در جنگ کشوری برنده است که عقل را ببوسد و بگذارد کنار و با دیوانگی ادامه بدهد. چرا که اگر عقل پیشه کند خواهد فهمید که کل ماجرا اشتباه بزرگی است و در نهایت دخل کشور می آید. کشوری که دیرتر متوجه شود بهتر می جنگد و پیروز خواهد شد.


برداشت شما از این متن چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *