ایده یابی,جمله برداری,داستان,داستان نویسی,نویسندگی

ایده‌ی‌های فوری| داستان 6 کلمه‌ای، شروع‌های خلاقانه

شروع خلاقانه داستان می تواند تضمین کننده ی همراهی خواننده باشد. در اینجا چند شروع خلاقانه مرتبط با مرگ را خواهید دید. امروز مادرم مرد... (بیگانه- کامو) اولین جنازه را...
داستان

جنون پارانوید

_ دوباره شروع کردی! خیلی بی شرفی! می دانی که دست خودم نیست! هر وقت صدای آژیر می شنوم می خوابم روی زمین، هروقت کسی سوت می زند سرم را می دزدم. انگار دشمن همه جاست! و بله عذاب می کشم، اما اگر در و پنجره را نپایم بیشتر می ترسم!

تجربه‌ی شخصی,داستان

قطعه: دیگ آب

صدایشان زدم و گفتم: ((دوست دارید وقتی با کامپیوتر بازی می کنم، بازی کردنم را تماشا کنید؟دوست دارید این اجازه را بدهم؟)) هردویشان فریاد زدند ((بله! بله! لطفا!)) جواب دادم:((پس هرکدامتان یک ور این دبه را بگیرید و ببریدش برای مادرم.))

داستان

عزیز من!

تلالوی نور ماه در چشمان سبزش خیره کننده بود. انگشتان دراز و باریکش را با لنگی که پوشیده بود تمیز کرد. مشتی به جنازه ای که رویش ایستاده بود زد ((او با فولاد سرد اذیتمان کرد. حقش بود. مگر نه؟)) صدایش ته حلقی شد ((ابله! عزیزمان منتظر است! الان دوستان این آدمی زاد سر می رسند.)) ((می گویی چه کار کنیم؟)) ((مگر نشنیدی آنی که می خواستیم در آن کلبه است.))

داستان

درخواست آب نمک

- ژنرال! پس این گزارش تلفات کجاست؟ ارتشبد پشت میز و روی صندلی اش نشسته بود و کپه های نیم متری کاغذ که میزش را پوشانده بودند را زیر و...
داستان

آهنگر و دو شاگرد

آهنگر دو شاگرد داشت. به آنها گفت ((کوره آهنگری مثل قلب و گرمای آن هم محبت است.)) جلوی هرکدامشان تکه ای آهن گذاشت و گفت که با دست های خودشان آن را شکل بدهند.