تجربه‌ی شخصی,نویسندگی

خواب نویسی

خواب ها به بیشتر برای ایده یابی کاربرد دارند تا مکتوب کردن مستقیم. اما باز هم برای استخراج همیشگی ایده زیاد به درد نمی خورند. اما در این دو ماهی که خواب نویسی را شروع کردم به یکسری نکات رسیدم که می خواهم با شما به اشتراک بگذارم.

تجربه‌ی شخصی,نویسندگی

دو عدد صبح

دیروز با پدر و مادرم سر اینکه چرا سر صبحی به جای درس خواندن صفحات صبحگاهی می نویسم، بگومگو داشتم. نتیجه ی خاصی نداشت. اما تا آخر روز نگران این بودم که برای همیشه از این کار منعم کنند.

تجربه‌ی شخصی,نویسندگی

با کاغذ های فسقلی چه کنم؟

چند ماه پیش روی کاغذ های A6 کاهی می نوشتم. تا زود پر شوند و اشتیاقم برای نوشتن بیشتر شود. آن موقع حدود صدتا از این کاغذ ها درست کرده بودم که الان در حدود پنجاه تایش باقی مانده است. الان که روی A4 می نویسم دیگر نیازی به آنها ندارم. چه کارشان کنم؟

تجربه‌ی شخصی,کتابخوانی,نویسندگی

چرا خواندن رمان های کلاسیک واجب است؟

به تجویز آقای کلانتری شروع کردم به خواندن آثار کلاسیک. اول با مسخ شروع کردم و بعد هم خنده ی سرخ را تمام کردم. الان هم مشغول قمارباز داستایفسکی هستم. نقطه اشتراکشان حسی است که القا می کند. حس ((ببینم بعدش چی میشه)) نیست، بیشتر ((بذار بخونمش، به درد میخوره)) است.